مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
عـمـریست که هـستیم مسلمان رقیه شـیـعـه شـدۀ مـوی پـریـشــان رقـیـه وصلیم به توحـید و نبوت، به امامت وصـلـیـم به زهـرا و به ایـمـان رقیه دنـبال مـلاقـات خـدائـیـم و خـرابــیـم در روضه نـشـسـتیم سرِ خـوان رقیه بیماری دلسوختهها صعبالعلاج است بــایـد بـرسـد دارو و درمــان رقــیـه هرچـند نـداریم ز هر کس طلب جان ما را بخـر اربـاب، تو را جـان رقیه بالا بـنـشـانی، نـنـشـانی به ابا لـفضل هـستـیم هـمه بیسـر و سـامـان رقـیه رفـتـم ز نـجـف، کـربـبـلا پـای پـیاده از بـرکـت الـطـاف فــراوان رقــیــه هرکس بشود واله و دیوانهاش امروز فـردای قـیـامـت شـده حـیـران رقـیـه زهراست سراپای وجودی که کبود است زهـراست فـقـط روضۀ پـایـان رقـیه تعمیر نشد زیور آن گوش که پارهست تـرمـیم نـشد صورت و دنـدان رقـیه بد زخمِ زبان خورد، زمین خورد، لگد خورد چه سخـت شده صحـبتِ آسـان رقـیه |